شمس الدين حافظ
596
سفينه حافظ ( فارسى )
دريغا حسرتا دردا كزين جوى * بخواهد رفت آب زندگانى همىبايد بريد از خويش و پيوند * چنين رفتست حكم آسمانى و كل اخ يفارقه اخوه * لعمر ابيك الا الفرقدان « 1 » [ 1 ] 13 - شرايط مهترى [ 2 ] نبود مهترى چو دست دهد * روز و شب را شراب نوشيدن يا طعام لذيذ را خوردن * يا بالوان لباس پوشيدن يا بر آنها كه زيردست تواند * هر زمان بىسبب خروشيدن من بگويم كه سرورى چه بود * گر توانى ز من نيوشيدن مملكت را ز غم رهانيدن * در مراعات خلق كوشيدن 14 - در صفت بخشش بر تو خوانم ز دفتر اخلاق * آيتى در وفا و در بخشش هر كه بخراشدت جگر به جفا * همچو كان كريم زربخشش كم مباش از درخت سايه فكن * هر كه سنگت زند ثمر بخشش از صدف ياد گير نكتهء حلم * هر كه سر برّدت گهر بخشش 15 - كوه سر اندر سحاب يكى كوه پاره سر اندر سحاب * مقام پلنگ ، آشيان عقاب
--> [ 1 ] پاورقى قطعهء 12 - گويا اين قطعه را در مرگ برادرش كه در جوانى فوت كرده سروده است . ( 1 ) هر برادرى از برادرش جدا و دور مىشود ، بجان پدرت جز دو ستاره فرقدان ( فرقدان به دو ستاره نزديك قطب گويند كه بدانها راه شناسند و به فارسى دو برادر گويند ) [ 2 ] پاورقى قطعهء 13 و قطعهء 14 - گويند قطعه ( 13 ) از ابن يمين است و پژمان معتقد است كه قطعه ( 14 ) نيز از ابن يمين مىباشد .